الملا فتح الله الكاشاني
302
تفسير كبير منهج الصادقين في الزام المخالفين ( فارسي )
* ( يَوْمُ التَّغابُنِ ) * روز زيان آوردنست بر يكديگر به جهت نزول سعدا در منازل اشقيا كه در بهشت داشته باشند بر تقدير آنكه سعدا ميبودند و نزول اشقيا در منازل سعدا كه در دوزخ داشته باشند بر تقدير آنكه اشقيا مىبودند اين تهكم است بر اشقيا زيرا كه نزول ايشان در مقام سعدا غبن نيست و از حضرت رسالت ( ص ) پرسيدند كه ما يوم التغابن فرمودند كه ما من عبد يدخل الجنة الا ارى مقعده من النار لو اساء ليزداد شكرا و ما من عبد يدخل النار الا ارى مقعده من الجنة لو احسن ليزداد حسرة و معنى ذلك يوم التغابن يعنى هيچ بندهء در بهشت نرود الا كه بنمايند به او جاى او را در دوزخ بر تقدير آنكه بدكار مىبود تا شكر را زياده كند و هيچ بندهء در دوزخ نرود مگر كه به او بنمايند مكان او را در بهشت بر تقدير آنكه نيكوكار مىبود تا حسرت و ندامت او زياده شود پس در آن روز مؤمن مقام كافر را در بهشت ميراث گيرد و كافر را در دوزخ به مقام مؤمن در آورند و يوم التغابن به اين معنى است و صاحب طبرسى آورده كه تغابن تفاعل است مشتق از غبن كه آن اخذ شر است و ترك خير يا اخذ خير و ترك شر و چون كافر ترك حظ خود كرده از آخرت و اخذ حظ نموده از دنيا پس ترك خير كرده و اخذ شروح او مغبون باشد پس در آن روز ظاهر شود غابن و مغبون و گويند كه تغابن باعتبار آنست كه هر يك از خلايق بر يكديگر غبن بينند و هر يكى بر مقدار حظ خويش حسرت و پشيمانى خورند كافر گويد چرا مسلمان نشدم كه ببهشت روم و مؤمن گويد كه چرا عبادت نكردم تا زياده ازين درجات داشته باشم پس كافر غبن خود را بيند به ترك ايمان و مؤمن زيان خود را دريابد بتقصير احسان و يا تغابن بمعنى زيان جستن باشد يعنى هر يك سود خود طلبند و زيان ديگرى و بر هر تقدير لفظ تغابن در اين مقام مستعار است از تغابن تجار و ذكر ذلك و الف لام جنسى دالست بر آنكه تغابن حقيقى آن تغابن است كه در امور آخرت باشد به جهت عظم و دوام آن نه تغابن كه در امور دنيا است اگر چه عظيم باشد و بعد از ذكر تغابن بر سبيل اجمال بيان تفصيل آن مىكند بقوله * ( وَمَنْ يُؤْمِنْ بِاللَّه ) * و هر كه بگرود به خدا و رسول * ( وَيَعْمَلْ صالِحاً ) * و بكند كارى شايسته * ( يُكَفِّرْ عَنْه ) * بپوشد خداى از وى * ( سَيِّئاتِه ) * بديهاى وى را يعنى عفو نمايد آن را * ( وَيُدْخِلْه ) * و درآورد او را * ( جَنَّاتٍ تَجْرِي ) * ببوستانهايى كه ميرود * ( مِنْ تَحْتِهَا الأَنْهارُ ) * از زير قصور يا اشجار آن جويها * ( خالِدِينَ فِيها ) * در حالتى كه جاويد باشند در آن * ( أَبَداً ) * هميشه اين تاكيد خلود است * ( ذلِكَ ) * آن عفو گناه و درآوردن در بهشت نزهتگاه * ( الْفَوْزُ الْعَظِيمُ ) * رستگارى بزرگست كه فوق آن متصور نباشد چه آن جامع جميع مصالح است از رفع مضار و جلب منافع * ( وَالَّذِينَ